است دانشمندي كه در دل به مردم بزرگي تعظيم نكند كه هرچه را كه مي‌داند مديون ايشان است‌ و بدون كوشش‌ها و فداكاري‌هاي آنان او جز كودك ناداني نبود كه در تاريكي كورمال راه خويش‌ را مي‌جست‌.

تاريخ علم‌، تاريخ وحدت‌، هدف والا، و جبران تدريجي خطاهاي بشريت است‌.

و. نقشه‌اي از تمدن بشري‌

بخش‌هاي پيشين به توصيف مقصود و جان‌مايهٴ اثر من اختصاص يافته بود. در اين بخش و بخش‌هاي بعدي به موضوعات مربوط به روش آن خواهم پرداخت‌.
شايد كوتاه‌ترين راه براي آشنا شدن با اسلوب كلي‌، تشبيه وضع من به يك نقشه‌بردار است‌. گرچه براي اطمينان از درستي هر يك از جزئيات ولو ناچيز زحمت فراواني برده‌ام‌، هيچ‌كدام از آنها، هرچه مهم باشد، مورد علاقهٴ اصلي من نيست‌، بلكه مجموع ساختمان مورد نظر است‌. هم‌چنان كه قصد نقشه‌بردار نشان دادن رابطهٴ موضوعات جغرافيايي است‌، قصد من نيز نشان‌دادن روابط تاريخي بوده است‌. اين كار هرگز در همان مقياس صورت نگرفته است‌، زيرا هرگز كسي سعي نكرده است در يك زمان به پيش‌رفت همه شاخه‌هاي معرفت و موفقيت‌هاي‌ همهٴ ملل توجه كند. از اين لحاظ نادرست نخواهد بود اگر گفته شود كه مقدمهٴ من‌، گرچه اندك‌، نخستين نقشه‌برداري از تمدن بشري است (با اعتماد به خواننده كه زمينهٴ سياسي‌، اقتصادي و هنري را بدان اضافه كند). من كوشيده‌ام نقشه‌اي از تمدن بشري ترسيم كنم‌، كه تا حد امكان‌ كامل‌تر و درست‌تر، و در عين حال به قدر كافي ساده‌، به‌طور رضايت‌بخشي عاري از جزئيات‌ غيراساسي‌، و بدون اِخلال در نماي كلي‌، به حد كفايت فشرده باشد.
مهم‌ترين ارزش عملي چنين نقشه‌اي‌، عرضهٴ معلوماتي است كه قبلاً به دست آمده در يك‌ دايرهٴ محدود؛ و آنچه مهم‌تر است‌، عرضهٴ عقايدي است دربارهٴ مجموع كارهايي كه براي انجام‌ دادن باقي مانده است‌. اين از آن لحاظ لازم است كه تاريخ علم‌، از آنجا كه شاخهٴ تازه‌اي است‌، هنوز به خوبي سازمان نيافته‌، يا تعريف نشده‌، و نه فقط توجه محققان با تجربه‌، بلكه متفنّنان‌ علاقه‌مند را نيز جلب مي‌كند. اگر انتشار اثر من هيچ نتيجه‌اي جز اين نداشته باشد كه‌ پژوهش‌هاي بيهوده را دل‌سرد، و پژوهش‌هاي ضروري را دل‌گرم سازد، در آن صورت كاري‌ مناسب خواهد بود. بسياري بندهاي كتاب كم محتوا به نظر خواهد آمد، در برخي موارد اين‌ مربوط به جهل عمومي ماست‌، و در موارد ديگر مربوط به جهل خودم‌. گاهي خلل و نارسايي‌هاي معلومات ما صريحاً ذكر شده‌، در موارد بسيار صريحاً خاطرنشان نشده‌، ولي‌ دلالت ضمني آن كاملاً واضح است‌. مقدار كاري كه براي انجام دادن مي‌ماند بسيار است‌، به‌ برخي قسمت‌هاي موضوع مورد بحث ما دستي هم برده نشده است‌.